ورود کاربران

مبحث سال و ماه قمری و افضلیت عید غدیر خم


بناء اسلام بر سال و ماه قمری و رسمی دانستن غدیر خم به عنوان عید است

(بحث قرآنی-روایی-تاریخی-عقلی) 

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

وَصَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرِین وَ لَعنَةُ الله عَلَی اَعدائِهِم اَجمَعین 

وَ لاحَولَ وَلاقُوَّةَ اِلّا بِالله العَلی العَظیم

مبحث قرآنی :

1-    * و عاداً و ثموداً و اَصحب الرّسّ و قروناً بین ذلک کثیرا *(سوره فرقان آیه 38)

ترجمه : و نیز قوم عاد و ثمود و اصحاب رَسّ و طوایف دیگر بین اینها را به کیفرشان هلاک کردیم.

تفسیر کلمه رس (المیزان جلد 15- صفحه 312) : در کتاب عیون الاخبارالرضا از ابا صلت هروی از حضرت رضا (ع) روایت کرده که امیرالمومنین (ع) در حدیثی طولانی که راجع به داستان اصحاب رس است فرمود :

اصحاب رس مردمی بودند که درخت صنوبری را می پرستیدند و و نام آن درخت را شاه درخت نهاده بودند و آن درختی بود که یافث فرزند نوح آنرا بعد از داستان طوفان بر کنار چشمه ای به نام روشن آب کاشته بود و این قوم 12 شهر آباد پیرامون نهری به نام رس داشتند و نام آنها را آبان و آذری و دی و بهمن و اسفند و فروردین و اردیبهشت و خرداد و مرداد و تیر و مهر و شهریور بود ، که مردم فرس این اسامی را بر سر ماه های 12 گانه خود نهاده بودند . قوم نامبرده از آن صنوبر 12 جوانه گرفته،درهریک از شهرهای خود یکی را کاشتند و نیز از آن چشمه ای که گفتیم صنوبر بزرگ در کنار آن بود نهری به طرف آن جوانه ها و قریه ها بردند و نوشیدن از آب آن نهر را برخود حرام کردند . به طوری که اگر کسی از آن نهرها می نوشید و یا به چهارپایان خود می داد بقتلش می رساندند ، چون می گفتند : زنده ماندن این 12 خدا بستگی به آب این نهرها دارد ، پس سزاوار نیست کسی از آنها بخورد و مایه حیات خدایان را کم کند . و نیز در هر ماه یک روز را در یکی ازآن شهرها عید می گرفتند و همگی در زیر صنوبر آن شهر جمع می شدند و قربانی ها پیشکش آن می کردند و آن قربانی ها را در آتشی که افروخته بودند می سوزاندند و وقتی دود آن بلند می شد برای درخت صنوبر به سجده می افتادند و به گریه و زاری در می آمدند و شیطان هم از باطن درخت با آن ها حرف می زد .

این عادت آنها از 12 شهر بود ، تا اینکه روز عید قریه بزرگ (نوروز) فرا می رسید ، که نام این شهر اسفندار بود و پادشاهان نیز در آنجا سکونت داشتند و همه اهل شهر ها ی 12 گانه در آن جمع شده و به جای یک روز 12 روز عید می گرفتند و تا آنجا که می توانستند بیشتر از آن شهرهای دیگر قربانی می دادند و عبادت می کردند ، ابلیس هم وعده ها به ایشان می داد و امیدوارشان می کرد ، بیشترازآن وعده ها که شیطان های دیگر در اعیاد دیگر و از سایر درختان به گوششان می رسانید ، سالهای دراز براین منوال گذشت و همچنان برکفر و پرستش درختان ادامه دادند تا آنکه خداوند رسولی از بنی اسرائیل از فرزندان یهودا بسوی ایشان فرستاد ، آن رسول مدتی ایشان را به پرستش خدا و ترک شرک همی خواند و ایشان ایمان نیاوردند . پیغمبر نامبرده آن درختان را نفرین کرد تا خشک شدند ، چون چنین دیدند به هم گفتند : این مرد خدایان مارا جادو کرد ، عده ای گفتند : نه ، خدایان برما غضب کردند چون دیدند این مرد مارا می خواند تا برآن ها کفر بورزیم و ما هیچ کاری به آن مرد نکردیم ، و درباره الهه خود غیرتی به خرج ندادیم ، آن ها هم قهر کردند و خشکیدند . لذا متفق الکلمه بنا بر این نهادند که نسبت به الهه خود غیرتی نشان دهند یعنی آن پیغمبر را بکشند ، پس چاهی عمیق حفر کرده ، او را در آن افکندند و سر آن چاه را هم محکم بستند و آنقدر ناله او را گوش دادند تا برای همیشه خواموش گشت ، به دنبال این جنایت خدای تعالی عذابی بر ایشان مسلط کرد که همه را هلاک ساخت .

در نهج البلاغه علی (ع) فرموده : کجایند صاحبان شهرهای رس که پیغمبران خود را کشتند و سنت های مرسلین را خاموش و سنت های جباران را احیا کردند ؟

و در کافی به سند خود از محمد بن ابی حمزه و هشام و حفص از امام صادق (ع) روایت کرده که گفت : چند نفر زن داخل شدند بر امام صادق (ع) ، یکی از ایشان از مساحقه (جماع زنان با یکدیگر) پرسید ، حضرت فرمود : حدش همان حد زنا است ، آن زن پرسید : آیا خدای تعالی این مسئله را در قرآن ذکر کرده ؟ فرمود : بلی ، پرسید در کجا است ؟ فرمود : زنان رس .

2-   *هُوَ الَّذی جَعَلَ الشَّمسَ ضیاءً وَ القَمَرَ نوراً وَ قَدَّرَهُ مَنازِلَ لِتَعلَموا عَدَدَ السِّنین َ وَ الحِساب * (سوره یونس آیه 5)

ترجمه : خداوند است که خورشید را نور دهنده و ماه را نورانی قرارداد و ماه را در سیر گردش خود در منازل و مکان های مختلفی معین و مقدر نمود ، برای این که شما تعداد سالها و حساب را بدانید ، تا شماره سالها و حساب امور خود را از آن بدانید .

تفسیر (رساله نوین – تالیف علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی (قدس الله نفس الزکیه) : خداوند در این آیه گردش ماه را در منازل مختلف علت دانستن سالها و حساب قرارداده نه خورشید را و این وقتی صحیح است که سال بستگی به سیر ماه داشته باشد .

3-   *یَسئَلوُنَکَ عَنِ الاَهِلَّهِ قُل هِیَ مَوَاقیتُ لِنَّاس وَ الحَج * (سوره بقره آیه 189)

ترجمه : (ای پیامبر) چون از تو در باره هلال ماه پرسش کنند بگو : این اشکال مختلف ماه برای تنظیم اوقات مردم و برای حج است .

4-   * وَ اِنَّ عِدّه الشُّهوُر عِندَالله اِثنَا عَشَرَ شَهراً فی کِتابِ الله یَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالعَرضَ مِنهَا أربَعَهٌ حُرُمٌ* (سوره توبه آیه 36)

ترجمه : همانا عدد ماهها نزد خدا در کتاب خدا 12 ماه است (محرم- صفر-ربیع الاول – ربیع الاخر – جمادی الاول- جمادی الاخر – رجب- شعبان – رمضان – شوال – ذوالقعده – ذوالحجه) از آن روز که خدا آسمان و زمین را بیافرید و از آن 12 ماه 4 ماه ماههای حرام خواهد بود (ذی الحجه – ذی القعده – محرم – رجب) 

تفسیر :  (رساله نوین – تالیف علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی (قدس الله نفس الزکیه) : منها اربعه حرم (فقط در اسلام است که 4 ماه از ماه ها حرام است ) و لفظ یوم خلق السماوات و الارض ( چون این قید دلالت بر این دارد که این ماه ها ابداً تغییر و تبدیل نمی شود ) . و لا معقبه لحکمه تعالی : و معلوم می شود ماههای شمسی به هر صورت و به هر عنوان و از هر تاریخی که باشد و ملحقات آن ( از قبیل نوروز و دیگر رسومات آن ) ماه های قراردادی است که بر اساس حساب منجم و زیاده و کمی های اعتباریه و وضعیه بدین صورت در آمده . اما ماه های قمری در آن وقتی که خداوند آسمان و زمین را خلق کرد همینطور بوده است . یعنی به ابتدای رویت هلال به خروج از محاق و تحت الشعاع شروع می شده و به محاق و دخول تحت الشعاع پایان می یافته است .

ماه های قمری حسی و وجدانی است و ابتدا و انتهای مشخصی دارد و به خلاف ماه های شمسی که قراردادی و اصطلاحی است . و این معانی همه گویا و شاهد صادقند بر آن که تبدیل سالهای شمسی به قمری جایز نیست چه برسد به رعایت شئونات شمسی و آداب و رسوم آن و مسلمانان باید با تمام اهتمام در حفظ اوقات بر اساس تاریخ مقدره رسول الله (ص) که بر سنت حضرت ابراهیم پایه گذاری شده و قرآن کریم آن را حتم و لازم شمرده است عمل کنند .

5-   * اِنَّما النَّسیءُ زِیَادهٌ فی الکُفرِ یُضِلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَروُا یُحِلُّوُنَهُ عَاماً وَ یُحَرِّموُنَهُ عَاماً لِیُوَاطِئُوا عِدَّهَ مَا حَرَّمَ اللهُ زُیِّنَ لَهُم سُوءُ أعمَلِهِم وَ اللهُ لَا یَهدِی القَومِ الکَافِرِینَ *(سوره توبه آیه 37)

ترجمه : نسیء افزایش در کفر است که تا کافران را به جهل و گمراهی کشد که سالی ماه حرام را حلال می شمرند و سالی دیگر حرام تا بدین وسیله عده ماهایی که خدا حرام کرده پایمال کنند و حرام خدارا حلال گردانند اعمال زشت آنان در نظرشان زیباست و خدا هرگز کافران را به راه راست هدایت نخواهد کرد .

تفسیر : (رساله نوین – تالیف علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی (قدس الله نفس الزکیه) : نسیء مصدر است مثل نذیر و نکیر از ماده نسأ (یعنی به تاخیر انداختن چیزی) . قبل از بعثت رسول خدا (ص) کعبه مکان تجمع بت های بت پرستان نقاط مختلف بود که در آغاز ماه ذی الحجه به مکه سفر می کردند تا بتهای خود را عبادت و به آنها سرکشی کنند . و طبق آیین ابراهیمی بنای سرکشی به کعبه بر ماه های قمری بود و در اول ذی الحجه انجام می شد . میزبانان مکه که اعراب آن زمان بودند و موقعیت مکه از جهت دادو ستد و کسب درآمد حاصل از ورود بت پرستان برایشان از اهمیت ویژه ای برخوردار بود با مشکلی روبرو بودند و آن اینکه ماه ذی الحجه که زمان ورود بت پرستان به مکه بود  در ازمنه مختلف در یکی از فصول سال قرار می گرفت و این امر بالاخص در فصل زمستان از جهاتی برای اعراب ناخوشایند بود . زیرا در فصل زمستان سردی هوا و در تابستان گرمای هوا موجب کاهش سفر بت پرستان به مکه می شد و این امر کاهش سودهای اقتصادی را برای آنها به دنبال داشت . به همین خاطر آن ها براین شدند که راهکاری برای حل این مشکل بیندیشند فلذا تصمیم گرفتند برای اینکه ذی الحجه همیشه در بهار بیفتد دست به کبیسه گری زنند و نسیء که به معنای آن به تاخیر انداختن است را عملی کرده و این ممکن نبود مگر با کم و زیاد کردن ماههای قمری و به تاخیر انداختن آنها ، به دنبال این تصمیم هرماه 10 روز به آخر آن می افزودند تا از نظر تعداد با سال های شمسی برابر شود (عمل نسیء را شخصی به نام قَلامِس انجام می داد) . این امر در نزد خدای متعال طبق آیه مذکور امری ناپسند می باشد که احیا گران آن افرادی هستند که مورد لعن خداوند می باشند و فی الحال مشاهده می شود که در سال های شمسی نیز چنین اتفاقی می افتد و معمولا در آخر اسفند ماه یک روز اضافه یا کم می شود و این عمل خلاف نص قرآن است .        


 

 

 

 

مبحث روایی : 

1- در باب موسی بن جعفر علیه السلام  ترجمه کتاب منتهی الآمال صفحه 826 چنین آمده است که :

ابن شهر آشوب روایت کرده است که روز نوروز بود که منصور دوانیقی امام موسی علیه السلام را امر کرد که آن جناب در مجلس تهنیت بنشیند و مردم به جهت مبارک باد او بیایند و هدایا و تحف خویش را نزد او بگزارند و آن جناب قبض اموال فرمایند . حضرت فرمود : من در اخباری که از جدم رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد شده تفتیش کردم و از برای این عید چیزی نیافتم و این عید سنتی بوده از برای فرس و اسلام او را محو نموده و پناه می برم به خدا از آنکه احیا کنم چیزی را که اسلام محو کرده باشد آن را . 

منصور گفت که این کار به جهت سیایت لشکر و جند می کنم ، و شمارا به خداوند عظیم سوگند می دهم که قبول کنی و در مجلس بنشینی ، پس حضرت به ناچار و بالاجبار قبول فرمودند و در مجلس تهنیت بنشست و امراء و اعیان لشکر بخدمتش شرفیاب شدند و او را تهنیت گفتند و هدایا و تحف خود می گزرانیدند و منصور خادمی را موکل کرده بود و در نزد آن جناب ایستاده بود ، اموال را که می آوردند ثبت سیاهه می کرد . پس همه آمدند و آخر ایشان پیرمردی وارد شد عرض کرد : یابن رسول الله من مردی فقیر می باشم و مالی نداشتم که از برای شما تحفه بیاورم و لکن تحفه آوردم از برایتان سه بیتی را که جدم در مرثیه جدت حسین علیه السلام گفته و آن سه بیت این است 

             عَجِبتُ لِمَصقُلٍ عَلاکَ فِرندُه         یوم الهِیاج وَ قَد عَلاکَ غُبارٌ

             وَ لِاسهُم نَفَذَتکَ دُونَ حَرائِر         یَدعُونَ جَدَّکَ و الدُّمُوعُ غِزارٌ   

           اَلا تَقَضقَضتِ السَّهامٌ وَ عاقَها        عَن جِسمِکَ الاِجلالُ و الاِکبارُ

حضرت فرمودند : قبول کردم هدیه ات را بنشین بارک الله فیک پس سر خود را به جانب خادم منصور بلند کرد و فرمود برو نزد امیر اورا خبر ده که این مقدار مال جمع شده و این مالها را چه باید کرد ، خادم رفت و برگشت و گفت : منصور می گوید تمام آن را به شما بخشیدم در هرچه خواهی صرف کن ، پس حضرت به آن مرد پیر فرمود که تمام این مال ها را بردار و قبض کن همانا من تمام را به تو بخشیدم . 

2- ** یا اَیُّهَا النَّاس ، اِنَّمَا النَّسِیءُ زِیَادهٌ فی الکُفرِ یُضُلُّ بِهِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُحِلّوُنَهُ عَاماً وَ یُحَرِّمُونَهُ عَاماً لِیُئاطِئُو عِدَّه مَا حَرَّمَ اللهُ ألا و اِنَّ الزَّمَانَ قَدِالستَدارَ کَهَیئَتِهِ یَومَ خَلَقَ الله السَّماواتِ وَ الاَرض وَ اِنَّ عِدَّه الشُّهورِ عِندَالله اِثناعَشَرَ شَهراً فی کِتابِ الله مِنها أربَعَهٌ حُرُم ، رَجَبُ الَّذِی بَینَ جَمادی وَ شَعبان ، یَدعوُنَهُ مُضَر و ثَلاثَهٌ مُتَوالیه ، ذوُ القَهده و ذُوالحَجَّه وَ المُحَرَّمُ . ألا هَل بَلَّغتُ ؟    قالو : نَعَم !    قالَ : اللهم اَشهَد ! **

(در البدایه و النهایه – جلد 5- صفحه 187 از مسلم از یحیی بن حصین از جده خود ام الحصین و از جابر عبد الله باسندی دیگر نقل کنند که پیامبر (ص) در حالی که بروی ناقه ای یا بعله شهبایی سوار بودند خطبه فرمودند :)

ترجمه : ای مردم ، نسیء ( که عبارت است از تاخیر انداختن احکام و تکالیف مقدره در هر ماه به ماه دیگر و به زمان های بعد ) زیادتی در کفر است ، که به واسته آن مردمی که کافر شدند ، مورد ضلالت و گمراهی واقع می شوند ، آن ها ماهی را که نسیء کرده باشند در یک سال از سال ها حرام می شمرند و در یک سال از ماههای حرام ، تا با آن مقدار از ماههای محرم خدا از جهت تعداد تطبیق کند . آگاه باشید که اینک زمان به گردش خود به نقطه اصلی خود رسیده ، برهمان هیئت و میزانی که درروزی که خداوند آسمان و زمین را آفرید آنطور بود . و حقاً تعداد ماهها در نزد خدا 12 ماه است که در کتاب خدا اینطور است : از ماههای 12 گانه ، چهارتایش از ماههای محترم است که به ماههای حرام معروف است : رجب که بین جمادی و شعبان است و آن را مُضَر گویند و سه ماه دیگر متوالی و پیاپی است که عبارتند از ذوالقعده و ذوالحجه و محرم ، آگاه باشید آیا من این مطلب را تبلیغ کردم ؟ گفتند : آری   آن حضرت فرمود بارپروردگارا شاهد باش !

طرح یک سوال و پاسخ آن

*** اگر کسی بگوید چه اشکال دارد که مسلمانان اعمال و تکالیف عبادیه خود را مثل روزه وحج طبق ماهای قمری انجام دهند و سایر آداب و شئون اجتماعیه و سیاسیه خود را طبق ماهای شمسی به جای آورند و در این صورت نسیء که مستلزم کفر است لازم نمی آید : بلکه فقط طبق قراردادهای اعتباریه خود ، امور غیر شرعیه خود را از واجبات ، براساس تاریخ دیگری فقط از جهت تعداد روزهای ماهها همچون تاریخ رومی و یا روسی و یا فرانسوی و یا تاریخ ایران باستان انجام دهد ، و با فرض آنکه در تمام این تواریخ مبداء تاریخ را هجرت رسول خدا (ص) بگیرند ، فقط تاریخ رسمی خود را به حسب مصالح دنیوی تاریخ شمسی قرار داده اند ؟

در پاسخ می گوییم : تمام اشکال از همین طرز تفکر پیدا می شود زیرا : اولاً تاریخ شمسی را رسمی قراردادن خلاف نص قرآن و خلاف سنت نبوی و سیره ائمه طاهرین (ع) و علمای اسلام ، بلکه خلاف منهج راستین تمام مسلمانان است –ثانیاً موجب تفکیک دین از سیاست و امضاءاعمال عبادیه طبق تاریخ قمری شرعی و احکام اجتماعیه و شئون کشوریه و سیاسیه طبق تاریخ شمسی می گردد و این از مصادیق واضح تفکیک دین از سیاست است و موجب انزوای دین و انحصار آن به امور شخصیه و فردیه خواهد بود –ثالثاً موجب تعطیل کتاب ها و تواریخ نوشته شده ، و قطع رابطه نسل خلف با سلفِ صالح است ، زیرا از زمان صدر اسلام تاکنون در تمام کتب تفاسیر و احادیث و تواریخ و تراجم و حتی در کتب علمیه همچون نجوم و ریاضی و هیئت و فقه و غیره ها ، تواریخ وقایع و حوادث بر اساس سالهای قمری و ماههای قمری است . نه هزاران بلکه میلیون ها کتابی که در دوره حکومت مسلمین در حیطه قلمرو آنان به رشته تحریر درآمده است ، چه زبان عربی و چه به زبان فارسی و ترکی و هندی و آفریقایی و اروپایی شرقی همه و همه مستند به تاریخ هجری و سنوات و شهور قمری است ، اینک اگر از این به بعد مبدا تاریخ را شمسی بگذارند ، آیا در انزوا درآوردن آن کتاب ها و قطع رابطه این نسل با فرهنگ اصیل اسلامی در قرون و اعصار گذشته نیست  ؟ 

رابعاً موجب عدم اتحاد مسلمانان در دنیاست زیرا همه مسلمین بنا برآنکه تاریخشان قمری بوده باشد ، در این صورت موجب اختلاف تاریخ ما با آنان است و اگر هر یک از ممالک اسلامی راهی مختص به خود را پیش گیرند و تاریخ شمسی خواه هجری یا مصیحی یا زرتشتی و کورشی و غیرها را انتخاب کند ، دراین صورت در جهت مخالف راه و روش پیامبر اکرم گام برداشته و موجب تشعّب و تفرّق جامعه های مسلمانان و گسیختگی و از هم در کیان آنهاست . قرآن کریم : وَعتَصَموا بِحَبلِ الله جمیعاً و لا تَفَرَّقوا – اِتَّحِدوا یا ایُّها المُسلِمون – و از طرفی همین قرآن تاریخ اسلام را قمری اعلام کرده است ، چرا ما با دست خود نامه سعادت خود را پاره کنیم و بر خلاف این مسیر گام برداریم . 


 

 

 

 

مبحث تاریخی :

 

راه غلبه دشمن بر وحدت مسلمانان

 

چون اسکندر سلوکی بر مشرق زمین مسلط شد و یکسره همه کشور ها را فتح کرد و تاهند پیش راند برای استاد خود ارسطو چنین نوشت : من به همه ممالک شرق استیلا یافتم ، اینک چه کنم که آنها در دست من باقی بماند ؟ ارسطو در پاسخ او چنین نوشت : این کشورهای گسترده مفتوحه را به کشورهای کوچک کوچک تقسیم کن و برای هر یک از آنها یک شاه و حاکم قراربده و خودت را حاکم بر همه و شاه شاهان بخوان و در این صورت همه آنها مطیع تو خواهند بود و از ترس حفظ تاج و موقعیت خود برتو نمی شورند . و علم مخالفت برپا نمی کنند و همیشه کشورهای تو اباد و در راه حفظ منافع تو کوشا خواهند بود و اگر احیاناً یکی از آنها به خلاف برخواست ، با این قدرت محیطه خود فوراً اورا سرکوب می کنی و غائله می خوابانی ! ولی اگر بنا بشود خودت بدون واسطه بخواهی برآنها حکومت کنی و یا همه آن کشورهارا به دست یک تن بسپاری آن ، بیم ان می رود که کم کم قوت گیرند و با یکدیگر دست به دست هم داده و بر تو بشورند و آن یک تن گرچه از اخص خواص تو باشد ، برتو یاغی می شود و به داعیه سلطنت قیام می کند و در این صورت شکست خواهی خورد ، گفتار تمام شد اما !!!!!

 

انگلیس ها با مسلمانان بر اساس همین نقشه رفتار کردند و پس از شکست کشور پهناور عثمانی که بیش از 6 قرن (1299 میلادی تا 1923 میلادی) بر قسمت عظیمی از اسیا و اروپا و آفریقا به عنوان خلافت مسلمین حکومت می کردند و مجموعاً 38 سلطان یکی پس از دیگری که اول آنان سلطان عثمان خان غازی بوده در سنه 699 هجری قمری به حکومت نشست و آخر آنها سلطان عبدالعزیز دوم که تا1342 هجری قمری حکومت کرد بر صحنه حکومت و خلافت عرضه داشتند و با همین نقشه رفتار کردند ، یعنی کشور عثمانی را قطعه قطعه کردند وهر قطعه ای را به دست یکی از نوکران خود سپردند ، قسمت اروپایی عثمانی را که شامل کشورهای شبه جزیره بالکان و هنگری و قدری از رمانی را که شامل بخارست است می باشد ، به کشورهای یوگوسلاوی ، آلبانی ، یونان ، بلغارستان و قسمت ترکیه اروپا ، هنگری (مجارستان) و رمانی که شامل بخارستان است قسمت کردند و قسمت آسیایی کشور عثمانی را به ترکیه ، سوریه ، لبنان ، اردن ، فلسطین ، حجاز ، عَدَن ، یمین ، عراق و کویت تقسیم نمود .

 

و قسمت آفریقایی کشور عثمانی را به مصر و طرابلس که همان کشور لیبی است تقسیم کردند و همانطور که ملاحظه می شود کشور عثمانی را به 19 قسمت تجزیه و تفکیک نمودند ، کفار و اجانب برای آن که بر هدف خود فائق گردند بعد از تقسیم و نیز قبل از تقسیم این کشورها در سایر کشورهای اسلامی که کم و بیش رخنه کرده بودند و تسلط یافته بودند برای از بین بردن روح وحدت مسلمین ، که کتاب آسمانی آنان قران مجید است تا توانستند اهل هر کشور را به ملیت و آداب و رسوم قومیت و محبت به وطن ، که منظور همان حدود مشخصه ای بوده است ، که خود آنان دور میز نشسته و تعیین کرده اند ، دعوت کردند و باروزنامه ها و رادیو و سینما و تسلط بر معارف و فرهنگ مردم به وسیله مدارس و دانشگاهها و تاسیس دانشگاههای مستقلی فقط برای حفظ نمودن آداب و ملیت هر قومی که جز الفاظی توخالی چیزی نیست و جز افتخار و مباحات بر استخوان خشک نیاکان ، و تنفس در مقداری کاسه و کوزه های شکسته به عنوان آثار ملی و جمع آوری و نگهداری از آنها در موزه های مجلل چیزی به دست نمی دهد مردم را سرگرم کردند .

 

ایرانیان را دعوت به آداب و رسوم زرتشتی و احیاء زَند و اوستا و تعریف و تمجید بی حد و حساب از شاهنامه فردوسی و بیان افسانه های کورش و داریوش و سیروس و رستم و زال نمودند .

 

ما با چشم خود می دیدیم که در شب چهارشنبه سوری از روی آتش می پریدند و نوروز و مَهرجان را محترم می شمردند و تبریک می گفتند و روز 13 را نحس و سیزده بدر می رفتند و هزاران قصه و افسانه های سرگرم کننده دیگر که جزء دستورات طبقه سیاسی حاکم بود که مصارف هنگفتی می باید در این کشور اجرا گردد .

 

لغت قرآن را که زبان اول هر مسلمانی است لغت اجنبی خواندند و تعلیم و تدریس لغت و زبان و دستور عربی را در مدارس به سرحدی تنزل دادند که در حکم عدم بود . ولی لغات اجنبی و لغات غیر مانوسه ای را از کتاب اوستا می یافتند و با هزاران برهان و دلیل می خواستند به جای آن لغات مانوس و شیرین عربی ، به کار برند . و برای وزارت ، فرهنگستان تشکیل دادند و در آن جز این روش اسلام زدایی و غرب گرایی چیز دیگری ملموس نبود . 

 

این استعمار ادامه داشت تا به امروزه که همچنان به قوت خود باقیست چرا که اسناد و شواهد موجود گویای صادق این مطلب است . 


 

 

 

 

مبحث عقلی : 

1-سوال اینجاست که چرا سازمان ملل متحد به این سهولت و راحتی عید نوروز را به رسمیت شناخته و در بطن اساسنامه سازمان به ثبت می رساند و این در حالی است که ایران برای تثبیت طرح های عملی تر و مهم تر از قبیل ثبت انرژی صلح آمیز هسته ای با  آن ها سالهاست که در نزاع و کشمکش است .

 

2- سایت جستجوگر گوگل به مدریت اِریک اِشمیت (اهل مسکو) و استاد دانشگاه ماریلَند آمریکا که  شیطان پرستی بیش نیست ، در روز اول فروردین صفحه اصلی سایت گوگل را با سفره هفت سین تزئین کرده و آن را محترم می شمارد . سوال اینجاست که آیا آنها عاشق چشم و ابروی مسلمانان ایران هستند یا اینکه راه غلبه بر سنت حسنه غدیر را که خداوند در قرآن در مورد آن چنین فرمود که : َالیَوم اَکمَلتُ لَکُم دِینَکُم و اَتمَمتُ عَلَیکُم نِعمَتی (در این روز دین بر شما تمام و نعمتم را بر شما تمام کردم) و امام صادق در عظمت این عید فرمودند : هذه عَیدالله الاکبر (این عید مورد تائید خدای بزرگ است) را یافته اند . آیا تعطیلی صله ارحام و دید و بازدیدهای مردم مسلمان ایران در روز غدیر و انتقال بیشتر آن به نوروز گواه صادق بر تعارض نوروز با غدیر نیست . چرا که تمام اعمالی که فی الحال در باب دید و بازدید ها و صله رحم ها در ایام نوروز انجام می گیرد ، دستورات رسول مکرم اسلام برای احیای غدیر در روز بزرگ غدیر است نه نوروز که هیچ سند و سابقه اساسیه ندارد بلکه اهالی آن (اصحاب رس ) مورد لعن و نفرین حضرت باری تعالی و پیامبر کبیر اسلام و ائمه اطهار علیهم السلام هستند(تفسیر المیزان – جلد 15 – صفحه 312- تفسیر آیه 37 سوره فرقان) .

نکته : روایت وارده در مفاتیح الجنان در مورد آداب نوروز با وجود روایت خود مرحوم شیخ عباس قمی در باب موسی بن جعفر منتهی الامال صفحه 826 در تعارض است . اذا تعارضا تساقطا 

نتیجه کلام : امروزه قشر مذهبی در موقعیتی خطرناک و سهمگینی قرارگرفته چراکه وظیفه ای بس دشوار بردوش آنهاست و آن تلاش در جهت احیای سنت های مرسلین (غدیر-فطر-قربان و ...) و ابطال سنت های جباران (نوروز و امثالهم) می باشد . فلذا همه ما در در پیشگاه حضرت ولی عصر (عج) باید پاسخگو بوده و شرایط را برای ظهور آن صاحب معصوم فراهم کنیم . اللهم عَجِّل لِوَلیکَ الفَرَج – انشاا...

* و صَلَّی الله علی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهرین

                                    وَ لَعنَهُ اللهِ علی أعدائِهم اجمَعین منَ الآن الی قیام یَومِ الدّین*  

                                        التماس دعا - سید امیر حسین بحرالعلوم طباطبایی

                                                     23 ربیع الاول / 1431 هجری قمری

 

 

 

 

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

دیدگاه‌ها  

# lمهدی 1390-12-18 22:27
سایت مطالب پرباری داره انشا الله موفق باشید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# Miladi 1391-01-01 02:57
اكر واقعا اينطوره واويلا به حال همه ملت
خدا فرج مهدي فاطمه رو برسونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# محسن 1391-01-05 00:11
جالب بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
# Emam mahdin 1391-01-05 00:13
مطلب حوبي نوشتيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن