ورود کاربران

حجاب در قرآن

 

حجاب در قرآن

 

"وَإِذاسَأَلْتُمُوهُنَّمَتاعاًفَسْئَلُوهُنَّمِنْوَراءِحِجابٍذلِكُمْأَطْهَرُلِقُلُوبِكُمْوَقُلُوبِهِنّ"

"و چون خواستید که از زنان متاعی درخواست کنید، از پشت پرده از آنان بخواهيد؛ اين براى دلهاى شما و دلهاى آنان پاكيزه ‏تر است‏"                                  

                                                             سوره احزاب  آیه53

نور ملکوت نماز در بیانات علامه طهرانی قدس الله نفسه المبارکة

 

   

مجلس اول 

بسم الله الرّحمن الرّحيم‏

 و الصّلاة على محمّد و آله الطّاهرين‏

و لعنة الله على أعدائهم أجمعين من الآن إلى قيام يوم الدّين‏

 

اتْلُ ما أُوحِىَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتابِ وَ أَقِمِ الصَّلاة إِنَّ الصَّلاة تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَصْنَعُون [1]

نماز خلوت بنده است با خداى خود، و راز و نياز گفتن و تعريف و تمجيد نمودن و استمداد و استنصار كردن و غرق انوار جمال و عظمت او شدن. انسان چون به خود نگرد در خود دو امر مى‏بيند: يكى بدن او كه مانند ساير موجودات خارجى در تغيير و تبديل و كون و فساد است، و ديگرى حقيقت او كه با تغييرات و تحوّلات عالم خارج متحوّل نمى‏گردد. در نماز انسان قلب و همان حقيقت خود را محو در عظمت آن موجود ازلى و ابدى كه تمام موجودات قائم به اوست‏ مى‏نمايد، و خود را بدان ابديّت مى‏پيوندد، و به ذكر او و ياد او آرامش مى‏گيرد؛ الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب [2]

حجاب چیست ؟ چرا حجاب؟ وچگونه حجابی صحیح است ؟

سم الله الرحمن الرحیم 

مقدمه

شاید این سوال ها برای دفعات متعدد و برای انسان های کثیر اعم از زن و مرد بارها و بارها مطرح شده باشد و شاید این طرح سوال ها در یک مجمع عمومی بوده باشد و شاید در ذهن اشخاص به شکل فردی به وجود آمده باشد . شاید از این طرح سوال ها پاسخ هایی دریافت شده باشد که مورد پسند باشد و یا نباشد و هزار شاید و نشاید و هزار باید و نباید دیگر که می توان به آن ها اشاره کرد ُ که مستوجب یک تحقیق جهانی و کلی است. 

ممکن است جواب های زیادی پیرامون این سوالات شنیده باشید یا که خیر ؟ 

نامه طولانی عمر بن خطاب به معاویه


علامه مجلسی:در بحار الانوار گوید: یکی از دانشمندان و فضلا در شهر مکه مکرمه در نقل این روایت به من اجازه داد و چنین گفت که این روایت را از جلد دوم کتاب (دلائل الامامه) نقل می کند عین عبارت آن بدین گونه است: ابوالحسین محمد بن هارون بن موسی تلعکبری از پدرش از ابو علی محمد بن همام از جعفربن محمدبن مالک فزاری کوفی از عبدالرحمن بن سنان صیرفی از جعفربن علی جواد از حسن بن مسکان از مفضل بن عمر جعفی از جابر جعفی از سعید بن مسیب روایت کرده:

که بعد از آنکه خبر شهادت امام حسین علیه السلام به مردم مدینه رسید مردم از اینکه سر آن حضرت را بریده و برای یزیدبن معاویه برده و هجده نفر از افراد خاندان و سی پنج نفر از یاران او را کشته گلوی کودکش علی را آماج تیر ساخته واو را پیش رویش کشته و زنها و فرزندانش را به اسارت برده سخت ناراحت شده و در منزل ام سلمه در حضور زنان و همسران رسول خدا و دیگر خانه های مهاجران و انصار به اقامه عزا و تشکیل مجالس سوگواری پرداختند،

عبدالله بن عمر بن خطاب شیون کنان،گریبان چاک،بر سر زنان،از خانه به در آمده می گفت:ای گروه بنی هاشم و ای قریش و ای مهاجرین و انصار،آیا شما زنده هستید و روزی می خورید و می بینید که درباره رسول خدا و خاندان و فرزندانش چنین ستمی را روا داشته اند،با وجود یزید قرار و آرامشی نیست،

احمد حنبل لعن يزيد را جايز مى‏داند

 

 ابن جَوْزى از قاضى أبو يعلى فرّاء روايت كرده است كه او در كتاب خود «المُعْتَمد فى الاصول» با اسناد خود به صالح بن احمد بن حنبل روايت مى‏كند كه: من به پدرم گفتم: جماعتى ما را منسوب مى‏دارند كه تَوَلِّى يزيد را داريم؟!

پدرم گفت: اى نور چشم، پسرم! مگر امكان دارد كسى را كه ايمان به خدا داشته باشد تَوَلِّى يزيد را داشته باشد؟! چرا تو لعنت نكنى كسى را كه خداوند او را در كتابش لعنت كرده است؟!